<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فعلا اسم ندارد</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/</link>
<description>جسته و گریخته از مباحث روز وبلاگستان </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 10 May 2008 13:04:43 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title> &quot;تن&quot; یعنی &quot;کنسرو&quot;؟</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>تن ِ ماهی = کنسرو ماهی &lt;br /&gt;تن ِ &lt;span style=&quot;text-decoration: line-through;&quot;&gt;ماهی&lt;/span&gt; = کنسرو &lt;span style=&quot;text-decoration: line-through;&quot;&gt;ماهی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;تن = کنسرو &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;×××&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«تُن» یا «تونایاتون» (tuna) یک نوع ماهی بزرگه که در دریاهای گرم زندگی می کنه و گوشت‌ش برای تهیه‌ی یک نوع کنسرو مصرف می‌شه. بنابراین به جای عبارت «تن ِ ماهی» لطفا بفرمایید «کنسرو تن»&lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 May 2008 13:04:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=weblogestanblog&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>weblogestanblog</dc:creator>
<guid>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فاطمه هاشمی: مشکلات قانونی داریم</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>
فاطمه هاشمی اخیراً در دفترش در مرکز شهر یک مصاحبه اختصاصی با &lt;em&gt;گلف نیوز &lt;/em&gt;داشته
است. او در این دفتر به عنوان رییس بنیاد امور بیماری‌های خاص فعالیت
می‌کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فاطمه می‌گوید که اوضاع عمومی زنان ایرانی «بد نیست»، اما
جا برای بهتر شدن اوضاع، به خصوص در زمینه‌های قانونی وجود دارد:&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(51, 102, 0);&quot;&gt;«ما در زمینه مسائل مربوط به طلاق مشکلاتی قانونی  داریم، چون که طبق
قانون این مرد است که باید درخواست جدایی بدهد. وقتی زنی درخواست طلاق
می‌دهد مشکلات عدیده‌ای بروز می‌کند... قانون حالا به زنان این حق را می‌دهد که شرایط خودشان را پیش از بسته شدن
عقد نکاح در عقدنامه وارد کنند با
این حال بعضی از زنان چنین کاری را نمی‌خواهند انجام دهند، چون که آن‌ها
هنوز تعصبات اجتماعی دارند و فکر میکنند که در روابط
خانوادگی باید مردان برتری داشته باشند. برخی از زنان به کلی بی‌اطلاع از حقوق خود به نظر می‌رسند... اگر این امر به آن‌ها آموزش داده شود، همه چیز بهتر خواهد شد.» &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;فاطمه هاشمی بهترین جا برای آموزش این حقوق را &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;مدارس&lt;/span&gt;&lt;/font&gt; می‌داند: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;«اگر زنان بدانند چه حق و حقوقی دارند، می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند.»&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در زمینه کم شدن نقش زنان در دولت جدید می‌گوید: &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 153);&quot;&gt;«بالأخره هر کسی که
سر کار بیاید نظرات خودش در زمینه محدود کردن یا افزایش نقش زنان را دارد.
بعد از انقلاب این اتفاق افتاد که زنان تعلیم بهتری یافتند و حالا اجازه
نمی‌دهند که تحت فشار قرار گیرند. اگر گروهی به قدرت برسد و سعی کند زنان
را عقب نگه دارد، آن‌ها خودشان این اجازه را نخواهند داد»&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شخصیت قدرتمند پدر او عمیقاً روی فرزندانش تأثیر گذاشته و این نکته را فاطمه
می‌گوید که که از نظر ظاهر شباهت بسیاری به پدرش دارد. از او پرسیده شد که
آیا پدرش روی او تأثیر داشته و او جواب داد: &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 153);&quot;&gt;«خیلی زیاد. پدرم همیشه
اعتقاد داشت که ما باید درس بخوانیم. حتی در فاصله بین گرفتن مدارک
کارشناسی و کارشناسی ارشد هم او می‌گفت اشتباه است اگر به فکر کار باشیم و
می‌گفت که باید تحصیلاتمان را ادامه دهیم.»&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی از او سوال شد که
آیا به نظر او، زنان قدرتمندی پشت مردان سیاسی ایران هستند یا نه، او
خندید. در دنیای اعراب [!!!] گفته می‌شود که پشت هر مرد بزرگی، زنی هست ولی
فاطمه می‌گوید: &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;«این رابطه‌ای دوطرفه است، بستگی به روابط خانوادگی دارد.»&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href=&quot;http://www.aftabnews.ir/vdcj8ieuqmeta.html&quot;&gt;&lt;br /&gt;خلاصه شده از این منبع&lt;/a&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 13 Apr 2008 00:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=weblogestanblog&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>weblogestanblog</dc:creator>
<guid>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشکل ما تحریمی‌ها نیستند مشکل ما شرکت‌کننده ها هستند!</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>
این البته حقیقتی است که من تازه به کشف اون نائل شده‌م! این که مشکل ما اونایی که رای نمیدن نیستن؛ مشکل ما دقیقا اون‌هایی هستن که رای می‌دن...&lt;br /&gt;تو کشورهای دموکراتیک و پیشرفته هم درصد رای‌دهندگان تقریبا حدود 50 درصده؛ حالا کمی بیشتر یا کمتر. بابا جان اصلا یک عده با این قضایا حال نمی‌کنن؛ اصلا وقت ندارن برن دنبال جریانات سیاسی که این و اون رو بشناسن و تحقیق کنن و ... این کارها مگه کم وقت می‌گیره؟ باید روزی دست کم دو سه تا روزنامه بخونی از جناح‌ها و جریان های مختلف؛ کلی تو اینترنت چرخ بزنی؛ تلویزیون‌های خارجی رو ببینی... خب بابا جان طرف دلش نمیخواد وقتی رو که می‌تونه صرف مطالعات علمی تخصصی‌ش یا نون درآوردن برای زن و بچه‌ش یا اصلا گردش و تفریح می‌کنه بذاره برای این کارها. زور که نیست! هیچ کس هم نمی‌تونه بیاد بگه اهمیت اون کارها یا حتی فایده‌شون به حال جامعه کمتر هست...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اتفاقا درست‌ترین و شریف‌ترین کاری که این آدم‌ها می‌تونن در موقع انتخابات بکنن همینه که خودشون رو کنار نگه دارن. چه کار غلطی، چه کار احمقانه‌ای می‌کردم من تا همین جمعه‌ی پیش که به تک‌تک این آدما زنگ  می‌زدم و خواهش و تمنا که برو رای بده! برو به اینی که من می‌گم رای بده!&lt;br /&gt;درسته این کار؟ هم غلطه هم غیر اخلاقی هم بسیار مضر! که از کسی بخوای چشم‌بسته نظر تو رو قبول کنه یا چشم‌بسته نظر کسی رو قبول کنی...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اتفاقا مشکل ما دقیقا کسانی هستن که صرفا به خاطر توصیه‌ی یک دوست یا تکلیف شرعی یا مشت و لگد زدن به دهن آمریکا یا 50هزار تومن پول یا یک پرس چلوکباب یا همین جوری محض خنده می‌رن و رای می‌دن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و چون نیک بنگری، توصیه‌ی یک دوست، تکلیف شرعی، مشت و لگد به آمریکا، 50 هزار تومن پول و یه پرس چلوکباب هیچ فرقی با هم ندارن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;×××&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رای که می‌دادم چند باز زیرچشمی به برگه‌های این و اون دید زدم. یکی نوشته بود سید محمد خاتمی! یکی نوشته بود باهنر و درست زیرش مجید انصاری! یکی از روی برگه‌های این و اون تقلب می نوشت! و اکثرا جلو لیست‌های حوزه رژه می‌رفتن و از میون اون اسامی بعضی‌ها رو یادداشت می کردن؛‌ با چه معیاری؟ الله اعلم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;×&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 18 Mar 2008 13:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=weblogestanblog&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>weblogestanblog</dc:creator>
<guid>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طرفداری از تحریم یا شرکت در انتخابات : قرمزته یا آبیته؟</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;طرفداری از تحریم یا شرکت در انتخابات درست مثل طرفداری از تیم‌های قرمز و آبی می‌مونه! &lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold;&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;یا طرفدار اینی یا طرفدار اون و منطق خاصی هم وجود نداره. گرچه هر کسی معتقده دلایل بسیار محکمی برای این اعتقادش داره و مرتباً هم این دلایل رو فریاد می‌کنه ولی ندرتاً به دلایل گروه مقابل منصفانه گوش می‌ده. قضیه یک مقدار هم ناموسی‌یه و رفتن از این گروه به اون یکی، خیانت محسوب می‌شه...&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold;&quot; /&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold;&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;با تمام این احوال من می‌خوام در این آخرین ساعات مونده به انتخابات مجلس هشتم یه بار دیگه این دلایل و نظرات رو مرور کنم ولی قبل از اون یه سوال می‌کنم: آیا ممکنه در صورتی که طرف مقابل شما دلایل دلایل قانع‌کننده‌ای بیاره شما نظرتون رو عوض کنید؟ لطفا صادقانه به این سوال جواب بدین و اگه جواب منفی بود وقت‌تون رو با خوندن بقیه‌ی این یادداشت هدر ندین.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;×××&lt;br /&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;یک تحریمی : &lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;اگه ما رای ندیم مشروعیت نظام زیر سؤال می ره.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: آیا همین الان از نظر کشورهای خارجی (بخصوص آمریکا) حکومت ایران مشروعه؟ فرض می‌کنیم که هست (فرض محال!) وقتی غیرمشروع شد چه اتفاقی می افته؟ آمریکا حمله می‌کنه به ایران؟ حلقه‌ی تحریم‌ها تنگ‌تر می‌شه؟ آیا یک گروه سیاستمدار مهربان و فداکار جهت اداره‌ی امور ایران از کشورهای خارجی وارد و جای‌گزین مسؤولین فعلی می‌شه؟ &lt;br /&gt;ایا اگر مشارکت پایین باشه مسؤولین فعلی از مردم معذرت‌خواهی و اظهار ندامت خواهند کرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای ادامه‌ی بحث با دوستانی که چنین اعتقادی دارن به جواب این سوالات احتیاج داریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به علاوه آیا طرفداران شرایط فعلی (بسیج، سپاه، مذهبی‌ها و افراد سنتی و ...) رای نخواهند داد؟ ایا با وجود اونا درصد مشارکت از حد معینی پایین تر خواهد اومد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما دلیل دوم: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;یک تحریمی: &lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;رای ما تاثیری در نتیجه‌ی آرا نداره. به هر حال اونا کسانی رو از صندوق درمیارن که خودشون می‌خوان.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: آیا دو بار انتخاب خاتمی  و همچنین مجلس ششم همون چیزی بود که اونا می خواستن؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;&lt;br /&gt;حالت اول: بله!&lt;/span&gt; (ختم جلسه! عقل سلیم حکم می کنه با چنین کسانی اصلا بحث نکنیم)&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;حالت دوم: حالا مگه خاتمی و مجلس ششم چه غلطی کردن؟ 8 سال فرصت داشـ...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: لطفا جواب سوال قبلی رو بده: بله یا نه؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;&lt;br /&gt;یک تحریمی: نه! ولی حالا شما جواب این سوال رو بدین که خاتمی و مجلس ششم چه کار کردن؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: چه کار قرار بود بکنن؟ انقلاب؟ برکناری ولایت فقیه؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;&lt;br /&gt;حالت اول: بله &lt;/span&gt;(ختم جلسه! جواب این دوستان خارج از  بحث انتخابات و اصلاحاته و برمی گرده به همون دلیل اول)&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;حالت دوم: اصلاحات&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: آیا خاتمی و مجلس ششم هیچ کار مثبتی صورت ندادن؟ در مورد حقوق زنان، آزادی بیان، خصوصی‌سازی، جذب سرمایه‌ی خارجی و ...&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;&lt;br /&gt;حالت اول: نه &lt;/span&gt;(ختم جلسه!...)&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;حالت دوم: چرا ولی کافی نبود...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: از هیچی بهتر بود یا نه؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;&lt;br /&gt;حالت اول: نه &lt;/span&gt;(ختم جلسه)&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;حالت دوم: بله ولی بعدش چی شد؟ همه چی برگشت سر جای اولش!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: چرا؟ چرا همه چی برگشت جای اولش؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;&lt;br /&gt;یک تحریمی: چون اصلاح طلبان از گروه مقابل شکست خوردن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: چرا شکست خوردن؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;&lt;br /&gt;یک تحریمی: چون مردم از اونا ناامید شده بودن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: چرا ناامید شده بودن؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;&lt;br /&gt;یک تحریمی: چون هیچ کاری نکرده بودن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: مگه همین الان نگفتی اقدامات اونا از هیچی بهتر بود؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;&lt;br /&gt;یک تحریمی: چرا ولی به اون اندازه که شعار دادن و انتظار ایجاد کردن نبود...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: راه حل این مشکل چی‌یه؟ این که دیگه به شون رای ندیم یا این که اونا سطح شعارها و ما سطح توقعات مون رو پایین‌تر بیاریم و واقع‌بین‌تر باشیم؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204); font-weight: bold;&quot;&gt;&lt;br /&gt;یک تحریمی: اگه قراره با این سرعت بریم جلو که  اصلا می خوام نریم صد سال سیاه!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: خب چه باید کرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این لحظه دوست تحریمی به احتمال 99٪ برمی گرده سر خونه‌ی اول... ولی ما اون یک درصد رو در نظر می‌گیریم و بحث رو یه کم دیگه ادامه می دیم:&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 204);&quot;&gt;یک تحریمی: باید سرعت و شدت اصلاحات بیشتر از این باشه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سوال: چه طوری؟ &lt;br /&gt;&lt;br style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(204, 51, 0);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(204, 51, 0);&quot;&gt;جواب شما به این سوال چی‌یه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href=&quot;http://balatarin.com/permlink/2008/3/13/1250501&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 51, 0);&quot;&gt;لینک در بالاترین&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(204, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 102);&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 13 Mar 2008 15:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=weblogestanblog&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>weblogestanblog</dc:creator>
<guid>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وگرنه چی؟؟...</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>
وسط های سال تحصیلی من جام رو عوض کردم و با میم ، بغل دستی شدم. این همسایگی کم‌کم به نزدیکی و صمیمیت ما انجامید. یک روز دال منو کشید کنار و گفت که می خواد یه مساله ای رو به‌م بگه... درباره میم.&lt;br /&gt;گفتم بگو. گفت که مطمئن نیست و نمی خواد غیبت‌ش بشه ولی من حتما باید بدونم. معلوم بود خیلی معذبه ولی از طرفی احساس مسوولیت می کرد. بالاخره بعد از کلی مقدمه چینی و استغفار گفت که فکر می‌کنه که میم سنّی‌یه. ولی خواهش می‌کنه بین خودمون بمونه…&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;×××&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یه بار شین یه جوکی تعریف کرد درباره‌ی یه «ترک کمونیست»… من خیلی متوجه جوکه نشدم ولی الکی خندیدم. بعد چند بار دیگه هم جوک گفت باز درباره‌ی یه ترک کمونیست بود. بالاخره ازش پرسدم قضیه‌ی این کمونیست بودنش چی‌یه؟ گفت واسه اینه که غیبت ترک‌ها نشه…&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;×××&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خاله‌م اینا دوره داشتن با همکارای خانوم‌شون. هر بار خونه‌ی یکی جمع می‌شدن از عصر تا آخر شب بگو و بخند و شام و بزن و برقص. تا نوبت رسید به خانوم سین. خانوم سین هم که مثل بیشتر زن‌های ارمنی سلیقه و آشپزی‌ش حرف نداشته سنگ تموم می‌ذاره… خاله‌م می‌گفت از بین 30-40 نفری که دعوت بودن فقط خاله‌م رفته بوده با دخترخاله‌م و سه نفر دیگه که از اون سه نفر هم دو تاشون چیزی نخورده بودن…&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;×××&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این رژیم جمهوری اسلامی‌یه که مانع پیشرفت مردم با فرهنگ و باهوش ایران زمین که خون آریایی کورش کبیر تو رگ‌هاشون جریان داره شده؛ وگرنه … &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لینک در بالاترین:&lt;br /&gt;http://balatarin.com/permlink/2008/2/26/1237634&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; </description>
<pubDate>Tue, 26 Feb 2008 13:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=weblogestanblog&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>weblogestanblog</dc:creator>
<guid>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گریه‌ی گوگوش برای بی‌نظیر</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>
&lt;br /&gt;&lt;img vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;15&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;right&quot; alt=&quot;گوگوش در روزنامه سوئدی&quot; src=&quot;http://stockholmian.com/news/persiska/2007/12december/039/005.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;گوگوش در حین اجرای ترانه ی &quot;آی مردوم مردم&quot; به گریه افتاد. این ترانه بازگو کننده وضعیت زنان و نقض حقوق آنان در ایران است. &quot;نیما دریامجد&quot; خبرنگار روزنامه افتون بلادت  و &quot;اینگوار کارم هد&quot;  خبرنگار اعزامی روزنامه سونسکا داگبلادت هر دو به گریه گوگوش در وسط برنامه اش که بعدا معلوم شد از جمله بواسطه درگذشت ناگهانی بانو بی نظیر بوتو در ساعاتی قبل از شروع کنسرت گوگوش در استکهلم بوده است نوشته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوگوش به خبرنگار روزنامه سونسکا داگبلادت گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&quot;قبل از اینکه بی نظیر به پاکستان برود به او هشدار دادم و از او پرسیدم &quot;نمی ترسی&quot;؟ و او پاسخ داد: &quot;نه, به خاطر زنان باید به پاکستان برگردم&quot;. گوگوش در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده است به خبر نگار اس وی دی می گوید: &quot;متاسفانه من در صحنه فعالیتهای سیاسی حضور ندارم, اما هدف من این است که بزودی بتوانم اقدامات بیشتری در رابطه با حقوق زنان ایران و آزادی بیان انجام دهم&quot;. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://stockholmian.com/news/persiska/2007/12december/039_encrypt.htm&quot;&gt;سایت استکهلمیان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Mon, 31 Dec 2007 00:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=weblogestanblog&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>weblogestanblog</dc:creator>
<guid>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تورم در دولت احمدی‌نژاد و تورم در دولت هاشمی</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;margin-right: 40px;&quot;&gt;سعید لیلاز در گفت و گو با خبرنگار سیاسی آفتاب در خصوص اظهارات سخنگوی
دولت درباره اینکه &quot;اگر سیاست‌های دولت گذشته را دنبال می‌کردیم امروز
تورم 100درصدی داشتیم&quot; گفت:«یکی از دلایل این اظهارات این است که آقای
الهام از علم اقتصاد چیزی نمی‌داند و با مفاهیم اقتصاد آشنا نیست.»&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://aftabnews.ir/vdcjm8euqveom.html&quot;&gt;این حرفای سعید لیلاز &lt;/a&gt;خیلی جاها منعکس شد؛ من فقط می‌خوام رو یه تیکه‌ی مهم‌ش زوم کنم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;margin-right: 40px;&quot;&gt;«تورم در سال‌های 73 و 74 یک واقعیت عینی است. نباید در هر شرایطی انصاف
را زیرپا گذاشت. این امر نیز تا حدود زیادی به دلیل اتخاذ سیاست‌های غلط
بود. در ایران ریشه تورم کسری بودجه دولت است. دلیل این امر می‌تواند ناشی
از آن باشد که هزینه‌های دولت بیشتر از درآمدهاست. تا پیش از افزایش قیمت
جهانی نفت خام،‌دولت‌ها کسری بودجه خود را از بانک مرکزی استقراض
می‌کردند. بعد از افزایش قیمت نفت و ایجاد ذخیره ارزی مازاد ارزی را
می‌فروشند و تبدیل به ریال می کنند. هر دو هر دو دلیل در دولت   نهم باعث افزایش تورم بوده است.&lt;br /&gt;«اقتصاد ایران بعد از جنگ اقتصاد خرابی بود. بدون سرمایه انباشته. این وضع
را مقایسه کنید با سال 84 که خزانه پر از پول و زیرساخت‌ها در وضعیت متوسط
به بالا بود. هاشمی رفسنجانی در فقدان منابع و یا استقراض خارجی سازندگی
را شروع کرد. &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 51);&quot;&gt;دولت آقای هاشمی کسری بودجه و تورم ناشی از آن را در &lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مسائل
عمرانی&lt;/span&gt; هزینه می‌کرد که در حکم مالیات ملی بود. اما آقای احمدی نژاد و
دولتش آن را در &lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;هزینه‌های جاری&lt;/span&gt; و برای بزرگ کردن بدنه دولت و خریدن رای
گروه های خاص اجتماعی هزینه‌می کند.&lt;/span&gt; این دو با هم زمین تا آسمان فرق
می‌کند.»&lt;br /&gt;«دولت آقای احمدی نژاد تمام این تورم را که منجر به فقیر شدن میلیونها نفر
در ایران شده صرف هزینه‌های جاری کرده است. امروز تصویب شده که 5/3 هزار
میلیارد تومان را از محل بودجه عمرانی بردارند و در محل بودجه جاری هزینه
کنند. تورم در سال 74 ،‌50 درصد و در سال 75 حدود 35 درصد بوده است که بخش
بسیار بزرگی از آن ناشی از سیاست‌های اشتباه اقتصادی بوده است. اما هرگونه
مقایسه وضعیت فعلی با سالهای نخست دهه 70 یک مغالطه بزرگ است؛کشور بعد از جنگ تمامیزیرساخت‌های خود را از دست داده بود، زیربنای
 در کشور نبود، نه راه و نه مخابراتی بود و نه امکانات آموزشی و بهداشتی و دولت با دست خالی بازسازی را شروع کرد.»&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;margin-right: 40px;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 24 Dec 2007 21:35:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=weblogestanblog&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>weblogestanblog</dc:creator>
<guid>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ويژه‌ي بالاترين :)</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>آقا اين چه بساطي‌ست كه تازگي‌ها راه افتاده كه داغ كرديم و داغونديم و داغان كرديم و ...&lt;br /&gt;كي چي حالا؟ خيلي كار بزرگ و مهمي كردي! خدايي تو پسر! حرف نداري. حالا از روي تلويزيون بيا پايين بذار اخبار رو گوش كنيم! آفرين بچه‌ي خوب.&lt;br /&gt;احوال خانوم بچه‌ها رو پرسيدن كم بود اين هم اضافه شد ... ايراني‌بازي هيچ جا يقه‌مون رو ول نمي‌كنه.&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 15 Nov 2007 10:39:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=weblogestanblog&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>weblogestanblog</dc:creator>
<guid>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمي‌بينيد؟</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;احمد زيدآبادي - پنجشنبه 7 تیر 1386 [2007.06.28] &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;مردم مانند قحطي زدگان به پمپ بنزين‌ها هجوم برده‌اند و از شدت خشم آنها را به آتش مي‌كشند، در همان حال، مساله اصلي عده‌اي اين است كه چرا آقاي خاتمي با زنان «اجنبيه» در ايتاليا دست داده، نيروي انتظامي در خيابان‌ها برخورد با زنان بد حجاب را از سرگرفته و آقاي احمدي نژاد نيز ظهور قريب‌الوقوع امام غايب را با اطمينان تمام بشارت مي‌دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اين است سرنوشت كشوري كه محتوي از آن رخت بربسته و شكل‌گرايي و ظاهر پرستي جاي آن نشسته است.&lt;BR&gt;گيرم كه آقاي خاتمي با زنان خارجي دست داده باشد، گيرم كه گيس دختري از روسري‌اش بيرون بيفتد، آيا عرش خدا از اين مسائل به لرزه مي‌افتد يا از سرنوشت شومي كه براي اين مردم در حال رقم خوردن است؟&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;چقدر نوشتيم كه ناديده گرفتن حقوق شهروندان، نه فقط شهروند مسئول كه شهروند رام هم توليد نمي‌كند. چقدر هشدار داديم كه برخورد با احزاب و سازمان‌هاي غير دولتي، توده مطيع نمي‌آفريند، بلكه سر بزنگاه سيل به راه مي‌اندازد. چقدر تاكيد كرديم كه پيله كردن به ظواهر شرعي، جمعيت را به نظم و قانون متعهد نمي‌كند. چقدر اخطار كرديم كه دامن زدن به شعارهاي عوام پسند به منظور از ميدان به در كردن رقيب، دود مي‌شود و به چشم خودتان مي‌رود. چقدر فرياد زديم كه با سياست‌هاي غلط اين كشور را در معرض فشار و تهاجم بيگانگان قرار ندهيد كه .......&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;اما مگر گوش شنوايي يافت مي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;روزي نوشته بودم، بگذار ما سكوت كنيم تا واقعيت خود به سخن آيد. اينك واقعيت در حال زبان گشودن است. واقعيت مي‌گويد بسياري از اين مردم طاقت تحمل سهميه بندي بنزين را ندارند، زيرا به همه چيز و به هم كس بي‌اعتمادند. پس چگونه آنها را به تحمل «هزينه‌هاي سنگين» در مواجهه با تحريم‌هاي جهاني فرا مي‌خوانيد، تحريم‌هايي كه رو به گسترش است و به تدريج دامن مردم را مي‌گيرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;چرا تا اين اندازه نسبت به هشدار در باره خطراتي كه در كمين همه ما نشسته است، حساس و بي‌طاقتيد و نخستين راه حلتان براي مشكلات، پاك كردن صورت مساله است؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;گيرم كه كسي از مشكلات سخني نگويد، گيرم كسي در اين باره هشدار ندهد، گيرم مطبوعات تحت فشارهاي گوناگون تن به خودسانسوري دهند، اما آيا همه اينها، كمترين نقشي را در حل مشكل و يا حتي به تعويق انداختن آن بازي مي‌كنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مشكلات مانند آشغال روي فرش هستند كه با راندن آنها به زير فرش، هر چند كه از ديده پنهان مي‌شوند، اما محو نمي‌شوند و پس از مدتي بوي گندشان چنان مشمئز كننده مي‌شود كه به ناچار بايد به وجود آنها اعتراف كرد، اما چنين اعترافي ديرهنگام است و پرهزينه. مشكلي را كه در روز اول مي‌توان با اندكي خردورزي و دور انديشي حل كرد، در روز آخر همه عقلاي عالم هم از حل آن عاجز مي‌مانند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;خدا رحمت كند مرحوم دكتر حسين عظيمي را كه مثال جالبي در باره رشد تصاعدي بحران‌هاي اجتماعي مطرح مي‌كرد. به گفته آن مرحوم، اگر فرض بگيريم كه يك جلبك در صورت دو برابر شدن در روز، بتواند سطح يك استخر را در طول صد روز به طور كامل بپوشاند تازه در روز نود و هشتم، فقط يك چهارم سطح استخر را پوشانده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مسلما يك فرد كوته بين، از اينكه رشد جلبك در طول نود و هشت روز فقط يك چهارم استخر را پوشانده، خاطر خود را مكدر نمي‌كند و با خوش خيالي، زمان را به سود خود مي‌بيند. اما يك فرد تيز بين با توجه به رشد تصاعدي جلبك به وحشت مي‌افتد، زيرا مي‌داند كه جلبك روز بعد نصف استخر و روز بعد از آن تمام استخر را خواهد پوشاند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;به ضرس قاطع مي‌توان گفت كه برخي از مهمترين معضلات اجتماعي و اقتصادي در ايران شبيه همان جلبكي است كه مرحوم عظيمي از آن سخن گفته است، اما ظاهرا تا اين جلبك سطح تمام استخر را فرانگيرد، عده‌اي به وجود آن اعتراف نخواهند كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;من اميدوارم كه مسئولان كشور ما با تجربه سهميه بندي بنزين، به اين نكته پي برده باشند كه با جامعه‌اي با مشكلات پيچيده و تلنبار شده روبرويند، مشكلاتي كه عمدتا آنها خود به دليل مسدود كردن راه اصلاحات واقعي، مسبب پيچيده شدن و تلبنار شدن آنهايند، اما گذر از اين مشكلات تنها از راه يك آشتي ملي بر اساس حقوق برابر همه شهروندان ايراني و مشاركت همگان در امور سياسي و اقتصادي امكانپذير است، نه از راه كتمان مشكلات و يا ايجاد حساسيت نسبت به ظواهر و شكل‌ها و يا اطمينان به ظهور قريب‌الوقوعي كه هيچكس مجاز به پيشگويي آن نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.roozonline.com/archives/2007/06/005607.php&quot;&gt;http://www.roozonline.com/archives/2007/06/005607.php&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 28 Jun 2007 23:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=weblogestanblog&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>weblogestanblog</dc:creator>
<guid>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدرنيته در خدمت سنت / دانش در خدمت خرافه!</title>
<link>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://webkhore.persiangig.com/doa-barghi.jpg&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 343px; HEIGHT: 537px&quot; height=510 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://webkhore.persiangig.com/doa-barghi.jpg&quot; width=276 align=textTop border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;كاري كه فقط از ايراني جماعت برمياد!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 14 Jun 2007 07:04:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=weblogestanblog&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>weblogestanblog</dc:creator>
<guid>http://weblogestanblog.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
